تبليغاتX
Sözler

 زنگانلی

سوزلر

سکوتی به نظر تمام شدنی و به نظری دیگر دائمی همه سرزمینم را فرا گرفته است." به هر قیمتی باید به قلعه بابک صعود کنیم".امسال نیز اینکار را کردیم تا جایی که راه باز بود و توانستیم.و هر سال این کار را خواهیم کرد تا اطلاع ثانوی.اگر در شهرهایمان حق سخن گفتن نداریم کوههایمان مال ماست و آنجا حق سکوت داریم.اما در شهر حق سکوت نداریم حتی برای لحظه ای.شهر با کلام ساخته شده و با آن دوام می یابد.اگر قرار  بر سکوت است دوباره روزهای ۹ و ۱۰ را می توان تکرار کرد و به کوه رفت .

"عباس لسانی" در زندان و در اعتصاب غذاست و نمی توانیم در این حال رهایش کنیم. نیازی به ما ندارد و صدایش از هم اکنون در تاریخ طنین انداز است اما ما را بهانه ای دیگر به دست داده که سکوت بشکنیم و کسانی را که ما را به سکوت دایم می خوانند ناامید سازیم. 

ما امید بسته ایم که آبها از آسیاب بیافتد و باز جانی بگیریم اما جان ما بسته به جانی است که امروز به عذاب نشسته و مقاومتی را به نمایش گذاشته است.مبارزه ما هم قبل از هر چیز مقاومت در مقابل سیاست های یکسان ساز است. مگر جز این نیست که حرکت ما به سوی بابک بخشی از مبارزه ما و مردمی ترین قسمت آنست؟

لسانی امسال بر این مقاومت تاکیدی چند باره داشت.گویا می خواهند رساترین صدای سال را خاموش کنند.کسانی سالهای پر جمعیت قلعه را اوج آن می دانند اما امسال و مقاومتش نقطه اوجی برای کلیت حرکت پدید آورده که ادامه باید یابد.به سکوت حذف خواه رسانه های فارسگرای داخلی وخارجی نپیوندیم.ما همه در قلعه بودیم و هر زمان هم که لازم باشد باید به آنجا برگردیم.

و در این راه خیلی های دیگر هم می توانند سکوت خود را بشکنند.ما نمی خواهیم به رنگ یکسانی که پهلوی تجویز کرده بود درآییم به همین سادگی و همین بسیطی. رنگ زبانمان و فرهنگمان را می خواهیم.اگر "اکبر گنجی"برای جمهوری اعتصاب کرده اعتصاب "عباس لسانی" برای احقاق حقوق طبیعی و اولیه است.هر دوی ایشان به یکسان انسانند و محق برای گفتن.شکاف ها را عمیق تر نکنیم و به راحتی از همدیگر چشم نپوشیم.   

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1384ساعت   توسط سعید متین پور  |