تبليغاتX
Sözler

 زنگانلی

سوزلر

هفته گذشته دادگاه انقلاب اردبيل حكمي را به آقاي عباس لساني ابلاغ كرده است كه به عنوان همفكر او نمي‌توانم از كنارش به سكوت رد شوم.

اين حكم بدوي بر اساس ماده 500 قانون مجازات اسلامي، آقاي لساني را به تحمل يك سال حبس در زندان شهر مسجد سليمان محكوم كرده است.

در اين نوشته قصد بر اين است كه حكم مذكور ، تبعات مفروض از آن و عكس‌العمل همفكران آقاي لساني در سه محور فعاليت‌هاي آقاي لساني و تطبيق آنها با حكم صادره ، زمينه صدور حكم و سناريوهاي اجرا شده قبلي و چگونگي برخورد شايسته و متناسب با حكم از طرف همفكران محكوم مورد مداقه و تحليل قرار گيرند.

1- آقاي عباس لساني ساكن شهر اردبيل چند سال است كه به فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي مي پردازد. وي از مدافعان حقوق فرهنگي تركها در ايران است. بر اين باور است كه تركها حق دارند از تحصيل به زبان مادري خويش
( تركي ) برخوردار باشند. او سياست‌هاي فرهنگي حاكم را به نقد مي‌كشد و سيطره مطلق فرهنگ و  زبان فارسي بر تمام نهادهاي فرهنگي اين مملكت از راديو ـ تلويزيون گرفته تا آموزش و پرورش و دانشگاهها را قبول ندارد .لساني براي رفع تبعيض فرهنگي موجود و همچنين بيان ستم‌هاي بي‌شمار اقتصادي ،ـ اجتماعي و سياسي نسبت به تركها و آذربايجان اقدامات مختلفي را انجام داده است. او تقويم تركي به چاپ رسانده است. چند بار همراه ديگر همزبانانش در  قلعه بابك حاضر شده است. در چند مراسم تجليل از شخصيت‌هاي آذربايجان شركت كرده است. نظرات خود را بعضاً نوشته است. گاهي شعر گفته است. نسبت به برقراري رابطه اقتصادي بين استان اردبيل و كشور ارمنستان به همراه چند نفر از همشهريانش صرفاً با حضور در مسجد و نشستن در شبستان آن مسجد اعتراض كرده است.

به حكم برگرديم : ماده 500 قانون مجازات اسلامي مي‌گويد : « هركس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به نفع گروهها و سازمان‌هاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي نمايد به حبس از سه ماه تا يكسال محكوم خواهد شد. »

ـ كداميك از فعاليت‌هاي مذكور را مي‌توان به عنوان « فعاليت تبليغي » عليه نظام ج . ا.ا.  تلقي كرد ؟

اصل نوزدهم قانون اساسي ج . ا. ا. : « مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود. »

عدم اجراي  اين اصل موجب شده است تا بسياري از جوانان اقوام غير فارس نسبت به تضييع حقوق قوم خود خصوصاً در حوزه فرهنگ معترض شوند. توجه به يك اصل قانون و درخواست از حاكميت براي اجرا اين اصل نمي‌تواند تبليغ عليه نظامي باشد كه حاكميتش مشروعيت از آن مي‌گيرد و  خود با آن قانون تعريف مي‌شود.

بر پايه اصل بيست و سوم قانون اساسي « تفيش عقايد ممنوع است و هيچ‌كس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»

 اصل بيست و چهارم نيز « نشريات و مطبوعات را در بيان مطالب آزاد»  مي‌داند و فقط اخلال در مباني اسلام و حقوق  عمومي را عامل سلب اين آزادي معرفي مي كند.

بنا بر اين دو اصل آقاي لساني و ديگر همفكرانش مي‌توانند صاحب عقيده مذكور در بالا در مورد تبعيضات قومي باشند و اين فكر را تبليغ بنمايند. روشن است كه چنين عقيده‌اي نه به مباني اسلام كار دارد كه اسلام به هر قومي و با هر زباني قابل ارائه است و حقي را نيز از شهروند ديگري تا به حال سلب نكرده است.

اصل بيست و هفتم قانون هم تصريح مي‌كند : « تشكيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها، بدون حمل سلاح ، به شرط آنكه  مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است. » با توجه به اين اصل براي حضور در قلعه بابك نيز  هيچ ايرادي وارد نيست.جدا از اينكه حضور در قلعه بابك مصداق تجمع نيست و مردم در جاي خاصي جمع نمي‌شوند و پراكنده هستند. در آن منطقه نيز هيچ تابلوئي دال بر ممنوع بودن اسكان وجود ندارد و بلكه از سالهاي دور محل تفريح و استراحت مردم بوده است.

اگر به رسال « توضيح‌المسائل »  رهبر انقلاب اسلامي ايران نظري بيافكنيم. در صفحه 447 آن كتاب ، مساله 2826 چنين بيان شده است :  « اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سرحدات آن هجوم نمايد واجب است بر جميع مسلمانان دفاع از آن بهر وسيله‌اي كه امكان داشته باشد : از بذل جان و مال ، و در اين امر احتياج باذن حاكم شرع نيست.»

يعني هر مسلمان در هر جاي دنيا بدون اجازه دولت اسلامي خود مي‌تواند در صورت وقوع حمله نظامي به يك كشور مسلمان در آن كشور حاضر شده و در صفوف دفاعي مسلمين قرار گيرد.

در همان صفحه در مقابل مساله 2831  مي‌خوانيم : «  اگر در روابط تجاري با اجانب خوف آنستكه ببازار مسلمين صدمه اقتصادي وارد شود و موجب اسارت تجاري و اقتصادي شود، واجب است قطع اينگونه روابط و حرام است اين نحوه تجارت.» روشن است كه اينجا منظور از اجانب  غيرمسلمانان هستند. حالا مساله اول را در كنار مساله دوم قرار بدهيم و نتيجه بگيريم. فقط سوالي مطرح مي‌كنم : چگونه است تكليف تجارت و رابطه اقتصادي با مملكتي كه به خاك مسلمين تجاوز كرده و خون و ناموس مسلمان بر باد داده و هنوز اراضي قابل توجهي از مسلمين را غاصب است؟ ـ مملكتي كه بنا به فتواي مرجع شيعه بايد با « بذل جان و مال » به جنگ با آن پرداخت!

2- حتي اگر يكي از موارد يا تمام موارد فعاليت‌هاي آقاي لساني مصداق ماده 500 باشد باز حكم نمي‌تواند يك حكم عادي و عادلانه تلقي شود. چرا كه با توجه به استفاده از كلمه « فعاليت تبليغي »  به جاي تبليغ توسط قانونگذار در ماده مذكور،  به نحوي از دامنه شمول ماده كاسته شده و نظر به « استمرار» در تبليغات است . در حالي كه هيچ‌كدام از موارد اتهامي كه ذره‌اي هم مشكوك باشند نشانگر استمرار نيستند. هيچ سازمان يا گروه مخالف نظام هم كه در كار نيست.

اگر همه اين‌ها  هم در كاربود حكم بايد حبس از سه ماه تا يك سال باشد. بياييم اشدّ مجازات را در نظر بگيريم : يك سال. اما گويا  قاضي اشد را به توان چندگرفته و ازآن تبعيد نيز استنباط كرده است !

 چرا چنين برخورد مي شود ؟ در ماههاي گذشته آقاي هدايت ذاكر و آقاي  جواد عباسي نيز به حبس محكوم شده‌اند. امسال در آستانه حضور مردم در قلعه بابك و همچنين همزمان با آن برخي از مدافعين حقوق تركها و آذربايجان و خانواده‌هاي ايشان فشارها و تهديدهاي زيادي را از طرف مامورين نهادهاي مختلف امنيتي متحمل شدند.

در روزهاي هشتم ، نهم و دهم تيرماه هزاران اتومبيل كه عازم قلعه بابك بودند از شهرهاي اهر و كليبر بازگردانده شدند. شماره پلاك ماشين‌ها يادداشت‌شد . نام ، نام‌خانوادگي ، شغل ، محل سكونت و شماره تلفن راكبين و مسافران سوال و ثبت شد. خيلي‌ها نتوانستند كارت شناسايي خود را از ماموران پس بگيرند. معدود واصلين به قلعه بابك نيز مورد اهانت ، ممانعت از صعود به قلعه و بعضاً ضرب و شتم قرار گرفتند.

فعالين در شهرهاي مختلف  به طور مرتب توسط نهادهاي مختلف امنيتي  بازخواست مي‌شوند و مورد سوال قرار مي‌گيرند و گاهي حتي بازداشت و ضرب و شتم مي‌شوند. در چنين زمينه‌اي هنوز نيمه سال جاري به آخر نرسيده آقاي عباس لساني با چنين حكم بي‌سابقه‌اي ، با توجه به موارد اتهامي از ميان محاكمه شدگان  ملي‌ترك ، روبرو مي شود.

3- با استنادات قانوني و شرعي كه در بالا آمد اظهر من الشمس است كه حكم آقاي لساني در چارچوب  قانون و شرع قابل دفاع نيست. هيچ ماده قانوني ج.ا.ا و هيچ اصل شرع مقدس اسلام نه تنها ما را از هويت خواهي و تلاش براي احقاق حقوق ملي و قومي خود باز نمي‌دارد و بلكه اسلام و قانون چنين حقي را مفروض دانسته‌اند و بالاتر اينكه قرآن تنوع قومي را فقط به عنوان واقعيتي توصيف و آنرا نشانه تنوع خلقت و مفيد و لازم شناسايي از يكديگر بيان فرموده است.

آنچه پشت اين حكم قرار دارد قدرت عريان است. اين قدرت بقاي خود را وابسته به بسياري چيزها مي‌داند كه برخي ديگر در حوصله  نسل جديد آذربايجان نيست. اما آنچه ما را سروكار با آن است اين است كه به غلط اين قدرت عريان ، فارس گرايي را هم بخشي از پايه‌هاي قدرت خود مي‌داند و قصد ندارد كه آنرا سست كند.

خبري نيست !  نه يك قاضي  قادر است كه با قوانين موجود بر عليه ما حكم عادلانه و قانوني صادر كند و نه هيچ آخوند متدّين فعل و عمل ما را خلاف شرع خواهد دانست. امروز آنچه مقابل ماست قدرت عريان است. صريخ و مسلح . يك رويش را همه در قلعه بابك ديده‌ايم. مرداني كه يونيفرم نظامي به تن دارند و هر حركت مسافرين را با دوربين‌هاي ژاپني ضبط مي كنند و دوست ندارند در مقابل امر« برگرديد » خود جمله‌اي ديگر بشنوند. ما را كاري با سياست نيست اما صيانت از حقوق شهروندي و فرهنگي‌مان را قدرت مداران بر نمي‌تابند و به مواجهه با سياستشان مي‌كشانند. اين مواجهه از جانب ما ، مي‌تواند عكس‌العملي باشد و يا تهاجمي و عمل گرايانه . در مواجهه عكس‌العملي طرف صاحب قدرت نحوه عمل و عكس‌‌العمل را تعيين مي كند. براي رهائي از اين وضعيت تنها چاره اقدام تهاجمي و عمل كردن است. عمل آشكار و شفاف ، قدرت عريان را كم‌كم به نهايت خود نزديكتر مي‌كند.

سالهاست كه چند عمل شناخته شده از فعالين ترك سر مي‌زند. به قلعه بابك مي‌رويم و  چند شخصيت  جمع مي‌شويم . تا توانسته‌اند حلقه اين عمل و وسعت آنرا  تنگتر كرده‌اند. و حال ما را به بازي در همان ميدان فرا مي‌خوانند . تعقيب و گريز در شهرهاي كليبر و اهر سالانه به مدت دو روز و برگزاري  چند مراسم بر سر چند مزار در زير پوشش انبوه دوربين‌هاي عكاسي و تصويربرداري و حضور  فوق‌العاده ماموران ( چيزي شبيه محاصره ! ). وقت آن است كه اعمال ديگر گونه صورت گيرند. مي‌توانيم در همان شهر اهر جمع شويم . تبريز مال ماست. در هر جاي ايران بنا به قانون ج . ا. ا. حق برگزاري ميتينگ داريم. حق شكايت به هر مرجع ايراني و خارجي را داريم . حق نوشتن و حرف زدن داريم . مي‌توانيم با مردم صحبت كنيم. مي‌توانيم براي ايشان بنويسيم.

ما در مقابل يك حمله هستيم . ما را تبديل به گروهي كوچك مي كنند كه گاه عقايد پيچيده سياسي دارد. ما هيچ پيچيدگي نداريم . ما مي توانيم همه عقايد لساني و خودمان را براي هر شهروند ايراني چه ترك باشد چه غير ترك تشريح كنيم؛ به هر وسيله به راستي اگر هر كدام از ما به اندازه لساني در سخن صريح بوديم و در عمل جدي و شفاف مي‌توانستند او را به چنين تبعيدي فراخوانند؟

يادمان باشد قدرت عريان آخرين سلاح يك قدرت مدار است و يادمان باشد كه ما هنوز سلاحمان را رو نكرده‌ايم. به ياد بياوريم كه هر كدام از ما يك سلاح هستيم كه خيلي وقت است برخيمان عمل نمي‌كنيم. سلاحي به مثابه يك مبلغ. از آن مبلغاني كه عيسي در سرزمين فلسطين داشت و محمد در حجاز صليب بر دوش و سنگ سياه بر روي سينه.  و اين سنتي است در حق جويي و حق خواهي؛ « نسيمي » را نمي‌بينيد: آواره در بلاد. بر بالاي دار نبينيدش . نسيمي هم خود را آنجا نديد. آن ديدن سهم قاضي‌ها است نه داعي‌ها.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1384ساعت   توسط سعید متین پور  |