تبليغاتX
Sözler

 زنگانلی

سوزلر

در پی اعتراضهای اخیر آذربایجان شماری از روزنامه نگاران ، فعالان سیاسی و فرهنگی و دیگر شهروندان  بازداشت شده اند که بدلیل گستردگی  دستگیریها امکان تهیه لیست همه بازداشت شدگان میسر نگردید با این حال کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان توانست لیستی از دستگیرشدگان شناخته شده را در تاریخ 12 خرداد منتشر نماید اکنون پس از گذشت دو هفته و آزادی تعدادی از زندانیان و نیز مشخص شدن اسامی جدید لیست حاضر که شامل اسامی 90 تن از بازداشت شدگان وقایع اخیر آذربایجان است اعلام می گردد :

 تبریز

حسن هرگلی(دمیرچی – موسیقدان)، بابک هرگلی، چنگیز بخت آور ، سیامک بخت آور، علی حامد ایمان ( مدیر مسئول نشریه توقیف شده شمس تبریز ) ، منوچهر عزیزی، غلامرضا امانی، حمید پورولی، عباس پوراظهری(فعال جنبش مسلمانان مبارز)، حسن حاجی ابویی (ارک)، احمدرضایی(حیدراوغلو )، هاشم میرزاده، سعیدبیدخت، سعید محمدی، محمد نجفی، بلال رضایی، علی شادی، مجید همتی، ایوب لطفی، ابوالفضل وصالی (مدیر مسئول هفته نامه دای آذرآبادگان)، حسین احمدیان، محمد نجف پور، محمد علیپور، محمد بحری، خسرو کنعانی، جواد کنعانی، علی قلی نژاد، مصطفی برزگر، حسن جعفری تازه کند، محمد تقی اکبری

 تهران

صالح کامرانی (وکیل)، مهدی احمدی، سیروس حسین نژاد ، رامین محمد خانی ( وی هنگام مراجعه به دادگاه جهت پذیرش وکالت اقای صالح کامرانی دستگیر شد )

 ارومیه

ابراهیم دهقان، رضا حیدری، حسین نوری، کریم حسین پور، یوسف سیدی، ابراهیم رشیدی، محسن یاپیری

 اردبیل

ودود اسدی (دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل)، علی بابایی، حسین خیاطی، فرید عبدالعلی زاده، عدالت عباسی، رحیم غلامی، شاپور نصرت پور، محمد یوسفی، آراز غفارزاده، عباس لسانی، بهزاد خسروانی، مهدی محمدپور، سلیمان محمدی، جعفر (همکار لسانی)، جلال تقوی، قدیر آذردخت، بهروز علیزاده، علیرضا یوسفی،

 مشکین شهر

امیر حسین موحدی، اسد یعقوبی، ایرج موذن زاده، فرهاد سروناز

 پارس آباد مغان

داوود مقامی

 خوی

حمید خان احمدی

 مرند

اروج امیری (خبرنگار)، داوود شیردل، قوجازاده، حسین زادگان، عیسی اسدی، غلامرضا حقیقی، عبدالمجید غیبی ( کاریکاتوریست )، غلامرضا ایماندار ( هنرمند )

 مراغه

حامد یگانه پور، یاشار حکاکپور مراغی، داوود عظیم زاده، مجید پژوهی فام (استاد دانشگاه)

 میاندوآب

جلال کودعلیلو، محسن فرامرزی، احد جدی، مهدی بازمانی، شاهرخ فرامرزی، امیر آقازاده، امیر ثقفی، ولی ظهرابی، بهبود قلی زاده، علی رازی، صمصام محمدی وش، حاتم رستمی

 اهر

کریم کارگر، امیر بزاز قدیم

 

 همچنین گزارش موثقی در دست است که بازداشت ۱۱ نفر از روستای قارادرویش (در اطراف مشکین شهر) را تایید می کند .

همچنین از سوي كميته انضباطي دانشگاه اورميه پنج تن از دانشجويان اين دانشگاه به نامهاي الهه رادمهر، مهدي حاج محمدي، محمد حسين زاده، ابراهيم دهقان و مجيد ماكويي به يك ترم تعليق از تحصيل محكوم شدند. اين حكم به دليل امضاي نامه درخواست تحصن برای دفاع از حقوق فرهنگی ترکها صادر شده است. اتهام عنوان شده  از سوي كميته انضباطي دانشگاه، نشر اكاذيب، دامن زدن به مسائل قوميتي و جعل اسناد دولتي مي باشد.


برابر اخبار دریافتی از خانواده زندانیان حال عمومی بسیاری از زندانیان نامساعد میباشد. عباس لسانی، حسن هرگلی و غلامرضا امانی به واسطه اعتصاب غذا و حامد یگانه پور به دلیل عارضه قلبی در وضعیت دشواری به سر می برند.

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آسمک) مصرانه از تمامی مراجع و سازمانهای حقوق بشر داخلی و بین المللی درخواست می نماید با مسئولیت و حساسیت بیشتری نسبت به آنچه که در آذربایجان می گذرد، برخورد نمایند.

 

با آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی

دو شنبه 2۹ خرداد 1385

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

  با یاد شهدای آذربایجان

دیروز چند sms دریافت کردم که از مطلبی در شماره روز چهارشنبه ۱۷ خرداد روزنامه شرق خبر می دادند.در صفحه مشروطیت روزنامه مزبور در یک مقاله تاریخی در مورد ستارخان نوشته شده بود که سردار ملی در دوره ای از عمرش راهزنی کرده است.امروز نیز چند sms رسید که اکثر روزنامه های ورزشی چاپ تهران از تیم ملی با شعار ستارگان پارسی یاد کرده اند.هر دوی این اخبار عده ای را ناراحت کرده بود.

ساعتی پیش هم دوستی زنگ زد که یکی از سردبیران سابق نشریات اصلاح طلب تلفن کرده و گفته است که ممکن است شرق توقیف شود.گویا جوانی که آن مطلب را نوشته به اداره اطلاعات تهران فراخوانده شده و پرونده روزنامه شرق هم به هیات نظارت بر مطبوعات رفته است.

شاید اگر دیروز مقاله دکتر رضا براهنی و کنکاش او در مورد علل اینکه آن کاریکاتوریست چرا ترکها را به سوسک تشبیه کرده است نبود به خودم اجازه می دادم که بیشتر به اخبار منتشره بپردازم.اما نویسنده بزرگ فارسی نویسمان شاهکارگونه باز ذهنیت فارسگرا و باستانگرای مرکز نشینان و فارسیست ها را به چالش کشیده است.مقاله دکتر براهنی اگر حسن نیت و حقیقت جویی در میان مخاطبانش باشد باید محل بحث جدی ترین بحث های مربوط به مسائل ایران امروز قرار گیرد.

اما اکنون مساله جدیدی پدید آمده است و با اینکه دوستان تهران نشین ما که مشغول فرهنگ پراکنی و لفظ اندازی هستند هنوز هیچ کمکی به حل مساله اول-مساله همان است که رضا براهنی می گوید-نکرده اند با دسته گل کاملا غیر قابل توجیهشان آن را آفریده و بهانه بدست حکومت داده اند.

دعوای دموکرات ها و طرف مقابلشان در تهران را همه می دانیم.با اینکه میدانیم در دموکراسی محل بحث این دعوا ما را هیچ جای و خیری نیست اما از مغلوب شدن دموکراسی دیگران هم خوشحال نمی شویم و با وجود اینکه می دانیم باز بر علیه ما خواهد بود.اما این را هم می دانیم که تیغش به اندازه استبداد تیز نیست.

برای من توقیف روزنامه شرق یا ارگانهای روشنفکری اصلا خوشایند نیست.اگر چه آنها در ویژنامه سال گذشته سالگرد مشروطیت سعی در فارسی نشان دادن مشروطیت داشتند اما باز ساکت ماندنشان پسندیده نیست.آنها به هر حال در حوزه فرهنگ کار می کنند.برای من و امثال من همین قدر کافی است که قلم آنها و دیگران پشت شمشیر نباشد.همین قدر راضی هستیم که اگر کسی را کشتند یا زندانی کردند از آن کارها حمایت نکنند.

می دانم و می دانیم که توقیف شرق دردی از ما دوا نخواهد کرد و اگر این روزنامه را توقیف کنند فقط ترکها-یا به قول خود شرقی ها و حکومتی ها آذری زبانها-را بهانه کرده اند.راستش برای من اصلا خوشایند نیست که ملتم و هویتم را به عنوان ابزاری برای توقیف و سرکوب به کار برند.اصلا مساله ما این روزنامه یا فلان شومن هتاک نیست.در چند هفته گذشته دهها بیانیه درآمد که همه ایرانیان می توانند به آنها رجوع کنند:ما رسمیت زبان و فرهنگمان را می خواهیم و برای ما اهمیتی ندارد که یک قوم در درون خود به اقوام و انسانهای دیگر انسان گونه نگاه کند یا ملک گونه یا حیوان گونه.این مساله آن قوم و عقلا و آدمهایش است.(کاش یکی از سایتها و روزنامه های تهران یک گزارش از بیانیه های منتشره می داد.کشته ها و زندانی ها به کنار.)

دوستان تهران!

ما خود الان برای حل مساله ملیمان مساله و مشکل فراوان داریم.دهها زندانی بلاتکلیف مانده اند.حداقل ۱۸ نفر از مجروحان نقده ای ناپدید شده اند.فردا عباس لسانی روزه مرگ آغاز خواهد کرد و اعتصاب غذای تر خود را به خشک تبدیل خواهد کرد تا زمانی که همه زندانی ها آزاد شوند.می دانم هرگز در کنار ما نخواهید بود.اما با چند کلمه به کنار شما می آیم و درک خود را از حادثه ای که ممکن است اتفاق بیافتد بیان می کنم:هر برخوردی که از طرف حکومت با روزنامه شرق صورت پذیرد ربطی به ترکها ندارد.ما اعتراضات این چنینی را نزد حکومت نمی بریم.اصلا این مساله جای اعتراض آن چنانی هم ندارد.می گویید جوان روزنامه نگار در این شرایط اشتباه کرده است.ما هم می گوییم حتما چنین است.این چنین اشتباهی هم مستحق توقیف روزنامه و به اداره اطلاعات فراخواندن کسی نیست.(صفحه تاریخ روزنامه سعه صدرش را بیشتر کند و نظرات مخالف تاریخی را چاپ کند یا صفحات فکری و فرهنگی روزنامه میدان را برای کالبد شکافی رنجشی که چنین مطالب یا عناوینی مثل ستارگان پارسی می آفرینند باز کند.)

مشکل و مساله هر دوی ما سیستمی است که راه گفتگو و عمل اجتماعی را بسته است و مشکل مضاعف شما ذهنیت نژاد پرست فارسگرا است.اگر به آذربایجان می آمدید می دیدید که ما هر کجا که حکومت خواست جریان هویت خواه را که به خیابان آمده بود منحرف کند مانع شدیم.اما شما نه جلوی حکومت در آمدید نه ذهنیتتان را به چالش کشیدید.ما در سرکوب و توقیف پشتیبان حکومت نیستیم-نه ما که تاریخ و فرهنگمان و تجربه تاریخیمان اجازه نمی دهد.به عنوان یک ترک اگر روزنامه شرق توقیف شود یا با کسی در این ارتباط برخورد قضایی صورت گیرد متنفر و منزجر خواهم شد و اگر امکان باشد در محکومیتش سخن خواهم گفت.  

 

 زنجان-۲۱ خردادماه

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

دوکتور رضا براهنی بیر آیا یاخین سسسیزلیک دن سونرا آذربایجان مساله سینی بیر داها دا دئیرلندیردی.اونون سوکوتو ائله بیل چوخ دا ارزیشلیمیش.براهنی جنابلاری سون گونلرده باش وئرن اولایلاری بیر دئوریم باشلانغیجی کیمی و آذربایجان اینقیلابلاری تاریخی ایچینده قیمتلندیریب.منجه فارسچی آیدینلاریمیز یئنه اساسلی بیر سورغولار ایله قارشیلاشیبلار.رضا براهنی فارس مدنیتینی زنگینلشدیرنلردندیر اما بیر تورک کیمی ایران تورکو کیملیک سورونونو اورتایا چکیر.آیدینلاریمیز اونونلا نئجه دانیشاجاقلار؟

کلیک ائدیب دوکتور براهنی نین یازیسینی اوخویابیلرسیز:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

اداره اطلاعات مجوز تیرباران عباس لیسانی را دارد

خانم رقیه لیسانی همسر عباس لیسانی در یک گفتگوی اختصاصی با رادیو آراز، اظهار داشت ماموران مسلح اداره اطلاعات که تعداد آنان بیش از سی تن بود با اسلحه در منزل را شکسته و در برابر چشمان وحشت زده وی و فرزندانش ، عباس لیسانی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. در پاسخ به اعتراضات وی یکی از ماموران اداره اطلاعات گفته است آنان مجوز تیر باران عباس لیسانی را دارند و می توانند وی را مورد اصابت شش گلوله قرار دهند. لازم به یاد آوری است این گفتگو در شرایط بسیار دشواری به پایان رسید چون اداره اطلاعات مرتبا به قطع ارتباط تلفنی اقدام می کرد.  

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

از زمانی که پلیس و ماموران اطلاعاتی و امنیتی راهپیمایی ها و میتینگهای مردم آذربایجان را خشونت کشاندند و دست به کشتن معترضین به سیاستهای اساسا نژادپرستانه حاکم بردند بسیاری از فعالین تصمیم گرفتند مردم را به آرامش دعوت بکنند.در حالی که هسته اولیه برای صدور بیانیه و طرح خواسته های ترکها تشکیل می شد حکومت نیز بر شدت عمل خود افزود و فاجعه نقده را آفرید.اما با وجود این برخی فعالین که همچنان از چنگال وزارت اطلاعات در امان مانده بودند و دستگیر نشده بودند تبلیغ آرامش و متوقف کردن حرکات خیابانی تا بازنگری کارهای انجام شده و نتایج حاصله می کردند.اما در طی هفته گذشته نه تنها حکومت و سیستم اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی هیچ کمکی به حل مسالمت آمیز ماجرا نکرد بلکه مقامات آن در اظهاراتی سعی کردند ماجرا را به روزنامه ایران و کاریکاتوریست بینوا و بی کس آن روزنامه منتهی کنند و ادامه ماجرا در آذربایجان را طبق معمول به دولت ایالات متحده آمریکا مربوط بدانند.اما در میان ترکها ماجرا به گونه ای دیگر دوام داشت.هر جا تجمع یا راهپیمایی بود حاضران و سخنرانان کاری به روزنامه نداشتند و تا به حال هم هیچ خارجی احیانا آمریکایی را در جمع خود مشاهده نکرده اند(عجب نخ نماست این تئوری!).اگر در روزهای اولیه مردم خواستار برخورد قانونی با روزنامه بودند در ده روز اخیر  از آگاهی ایجاد شده برای برپایی تظاهرات قانونی استفاده کرده اند.به هر حال مردم آذربایجان تصمیم گرفتند هزینه های حضور قانونی خود در خیابانها را بپردازند و اعتراض خود به سیاست های یکسان سازی قومی و فرهنگی و حذف فرهنگ ترکی از عرصه رسمی و آکادمیک را با شعارها و سخنرانی هایشان فریاد بزنند.

دولت اما اجرای قانونی را که خود بر آمده از آن است برنتافت و در طول هفته گذشته تمام راهپیمایی ها را سرکوب کرد.صدها تن را بازداشت و شکنجه کرد و بسیاری را در خیابانها و زندانها مجروح ساخت.بدتر از این همه باز دست به آدمکشی زد.نه تنها برای جبران آنجه که کرده بود تلاش نکرد بلکه تا می توانست وضعیت را بدتر کرد.در تبریز چنگیز بخت آور را با چهار نفر از اعضای خانواده اش بازداشت کرد.غلامرضا امانی را به بهانه گفتگو به اداره اطلاعات تبریز کشاند و بازداشت کرد.اعتصاب غذا و وخامت وضعیت جسمانی امانی نیز اطلاعاتی ها را از کرده شان پشیمان نکرده است و همچنان به بازداشت کسی که چهار سال از سال ۷۸ تا ۸۲ حبس و شکنجه اش کرده اند ادامه می دهند.صدها نفر را در تهران بازداشت کردند و به استنطاق و شکنجه بردندشان.حرمت مسجد و دینی را که نانش را می خورند نگه نداشتند و دستگیر شدگان تبریز را در آنجا شکنجه کردند.۳۱ مامور مسلح به سلاحهای رزم به خانه عباس لسانی ریختند و او را همراه عکس ستار خان و قلعه بابک توقیف کردند و کتک زنان به اداره خوفیه و خفیه بردند.

اسامی بالا را به عمد ذکر کردم چرا که ایشان در کنار اینکه سالهاست بر اعطای حقوق مدنی و فرهنگی به ترکها اصرار دارند در روزهای اخیر از کسانی بودند که با وجود اعلام اعتراض خود و بیان خواسته های ملت آذربایجان مردم و فعالان را دعوت به آرامش و پیگیری مطالبات از طریق فانون کرده اند.دو روز پیش عباس لسانی در آخرین تماس تلفنی که با هم داشتیم به شدت نگران تحمیل خشونت به حرکت بود.اما او و امثال او و کسانی مثل زهره وفایی و حسن دمیرچی که اصلا کار هنری و ادبی می کنند دستگیر می شوند.واضح است که حکومت جمهوری اسلامی ایران از اساس با طرح مساله آذربایجان مخالف است و با گسترده کردن دستگیریها و اعمال فشار بیشتر بر فعالین سعی دارد آخرین ذره های پتانسیل این حرکت را هم به خیال خود بالا بیاورد و آنگاه ضربه هایش را تکمیل کند.

در چنین وضعیتی ممکن است برخی سکوت مطلق را تجویز کنند و برخی نیز میزهای مسئولان بدون اختیار و اراده را نشان دهند که برویم و بگوییم ما رسمیت زبان ترکی را می خواهیم و یا باید یک کانال تلوزیونی به ما بدهید.آنها سالها این درخواست ها را شنیدند و انجام می دهیم گفتند و امروز اگر "حتما انجام می دهیم بگویند"ناشی از حضور پر هزینه ملت در خیابان است.ملت آذربایجان این روزها ندای فعالان ترک و تفکر ملت باور آذربایجان را جواب داد و جسورانه ترین اعتراضات خیابانی را در طول سالهای حکومت جمهوری اسلامی آفرید.خیلی ها هنوز هم به خیابان برمی گردند و به نفع ملیت و هویت زبانی خود شعار می دهند.اما این آن پتانسیلی است که اگر بار دیگر به خیابان برگردد با گلوله جواب خواهد شنید.مدتی بازبینی حوادث و ارائه نتایج بدست آمده لازم است تا هزینه حضور مجدد کاهش یابد و فایده بیشتری برای آذربایجان داشته باشد.امروز زمان آن است فعالان و روشنفران ترک فرصت بدست آمده را غنیمت بشمارند.مردم امروز برای اولین بار در تاریخ آذربایجان در تمام شهرها صرفا بر حقوق ملی خود تاکید کرده اند و تمام هزینه ها را نیز به این خاطر متحمل شده اند.آنچه را که ملت باید از تفکر ملی می گرفت گرفته است امروز بر روشنفکر است که از برحق بودن حرکت مردم دفاع کند و خواستار بررسی قانونی سرکوبها شود.

اولین خواسته ما  از خونی که در خیابانهای نقده - مشکین شهر - تبریز - ارومیه و میانه بر زمین ریخت برمی خیزد.چه کسانی خون برادران ما را به زمین ریختند؟آمر یا آمران اصلی چه کسی یا کسانی بودند؟چرا زندانیان آزاد نمی شوند و چرا بازداشتها و شکنجه ها ادامه دارند؟ما امروز از بیان دردی که ملتمان برای ملی گرایی جوانش کشید به رسمیت نهایی ملیتمان راه می بریم.مساله حتی مساله ۱۵ روز قبل نیست.حکومت سکوت صد ساله اش را شکست و مقابل آذربایجان قیام کرد.این حکومت باید به حقوق خود آشنا شود و یاد بگیرد که قانونی رفتار کند.آگر خواسته امروز ما را هم گردن ننهد و برای پیگیری قتلها و قانون شکنی های صورت گرفته کمیته حقیقت یاب تشکیل ندهد ما نباید از پای بنشینیم و باید مصرانه مظالمی را که بر ملتمان تحمیل شده است فاش کنیم.شواهد و مصادیق امروز از هر زمانی عینی ترند.باز هم مساله ساده است و سختش نکنیم.تا دیروز دنبال حقوق زبانی و ملیمان بودیم و مردم را با این حقوق آشنا می کردیم و امروز مردم آگاهی یافته این حق طبیعی را از حکومت خواسته است.حالا وظیفه داریم صدای بلند این حرکت ملی باشیم.همین و بس.باز می گویم :به همین سادگی.به سادگی ظاهری یک قتل.مساله این است:  قاتلان چه کسانی هستند؟

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

هنوز هیچ روشنفکر و سیاستمداری به آذربایجان نیامده است.نزدیک به دو هفته از آغاز گسترده ترین اجتماعات و راهپیمایی های مردمی در طول ۲۵ سال در شهرها و دانشگاههای آذربایجان می گذرد.نام سه شهید تبریزی بر زبانهاست.۱۱ نفر در نقده شهید شده اند و جنازه چهار نفرشان هنوز به خانواده هایشان داده نشده است.جنازه شهید ارومیه ای دیروز در زادگاهش در محاصره کامل دولتی ها تشییع شده است.خبر دو شهید از مشکین شهر آمده است.صدها نفر زخمی و مصدوم هستند.صدها تن بازداشت شده اند و بسیاری دیگر در آستانه دستگیری اند ویا تهدید شده اند.اما هنوز هیچ مرکز نشینی به آذربایجان نیامده است.حتی اخبار نیز به خوبی پوشش داده نمی شوند.چرا روشنفکر و نویسنده فارس و فارس باور با ما چنین می کند؟ گمانه زنی و تحلیل در این مورد را به زمانی دیگر می گذارم.اما به عنوان یک آذربایجانی و به عنوان کسی که در دو تظاهرات مردم زنجان شرکت کرده و در یکی به عنوان نماینده شرکت کنندگان سخن ایشان را بر زبان آورده است از آنچه که می خواهیم و آنچه که در حال وقوع است می نویسم.

سالهاست بخش بزرگی از نسل جدید و نخبگان ترک لاینقطع از حقوق فرهنگی و زبانی خود می گویند.بسیط و ساده:می خواهند با وجود ادامه تدریس زبان فارسی به عنوان زبان رابط بین اقوام ایرانی در مدارس مناطق ترک نشین زبان ترکی نیز وارد سیستم آموزشی شود.

علاوه بر این ناعدالتی های اقتصادی نیز همیشه مورد توجه فعالان ملی آذبایجان بوده است.اما این نسل به نوعی ریشه همه بی عدالتی ها را در عدم توجه به هویت ترکی و تلاشی که حکومتها در هشتاد سال گذشته در جهت استحاله آذربایجانیها داشته اند می دانند.

تا به امروز هیچ جریانی در درون حرکت ملی آذربایجان ترویج خشونت نکرده است و با توجه به این که اعتراضات امروز از درون همان طرز تفکر بیرون می آید اگر هم خشونتی در کار آید زود گذر و ناشی از احساسات بوده است.

آذربایجان مدنی ترین اعتراض ممکن را به نمایش گذاشته است و چیزی را که سالها دیگر هموطنانشان ممکن نساخته اند ممکن کرده است .آذربایجان در حال اجرای قانون اساسی این مملکت است.

آذربایجان همان آذربایجان مشروطه و حکومت ملی است.پیشه وری ها و خیابانی ها تکثیر شده اند.اما این بار می خواهند کمی هم از دردهای عمیق فرهنگیشان بگویند.

تا دست حکومت بیش از این به خشونت نیالوده همه ایران سراغ آذربایجان بگیرد.لحن ماموران روز به روز خشن تر و ترس حکومت روز به روز بیشتر می شود.اگر فاجعه ای به وقوع بپیوندد همه مسئول و همه آلوده خواهیم بود.اردبیل فردا شاهد تظاهراتی مسالمت آمیز خواهد بود.همه چشم به آنجا داشته باشیم برخوردی مانند برخورد نقده در اردبیل نتیجهای بسیار بدتر به بار خواهد آورد.

صورت مساله عوض شده است:باید کمیته حقیت یاب دولتی و مردمی تشکیل شود و حوادث آذربایجان شرقی و غربی بررسی شوند.این باید خواست تمام ایران باشد و بهترین کار برای همدردی با آذربایجان خواهد بود.

نگران دستگیر شدگان روزنامه ایران نباشید.حتی نام ایشان نیز در آذربایجان به زبان نمی آید. آنها نیز به اندازه ما قربانیند.

+ نوشته شده در  جمعه 5 خرداد1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت   توسط سعید متین پور  |