تبليغاتX
Sözler

 زنگانلی

سوزلر

به دنبال وخامت حال لسانی و سکته یکی از زندانیان

زندان اردبیل در آستانه فاجعه ای انسانی

 

بنا به گزارشات خانواده های برخی از زندانیان اردبیلی این زندان در آستانه فاجعه ای انسانی قرار دارد.برادر عباس لسانی در گفتگو با وبلاگ حق از وخامت حال برادرش خبر داد و به شدت ابراز نگرانی نمود.بر اساس گفته وی لسانی همچنان در انفرادی قرنطینه اردبیل زندانی است و وخامت حالش در روزهای اخیر موجب گشته است که هر روز به او سرم تزریق کنند.

لسانی از روز ۱۳ خردادماه اقدام به اعتصاب غذا کرده است و تنها برای چند روز در ۸ تیرماه به اصرار خانواده و خواهش دوستان اعتصابش را شکست.اما وقتی هیچ تغییری در وضعیت بلاتکلیفی که خود و دوستانش گرفتارش هستند حاصل نشد دوباره از ۱۵ تیرماه اعتصاب غذا آغاز کرد. 

همچنین اخبار رسیده از زندان اردبیل  از ادامه بازداشت ۱۷ نفر از فعالین حرکت ملی آذربایجان در آن زندان حکایت می کند.برخی از این زندانیان در طول مدت بازداشت بر اثر شکنجه و شرایط سختی که تحمیل شده مریض شده اند.در روزهای اخیر نیز یکی از ایشان دچار سکته قلبی شده و اکنون هیچ خبری از وضعیت جسمانی وی نیست.

جعفر سبحانی-مهدی محمد پور-جلال تقوی-بهروز علیزاده-علیرضا یوسفی و حسن بالا زاده از جمله کسانی هستند که وضعیت نگران کننده ای دارند.

توضیح:دقایقی پیش این خبر منتشر شد.نمی دانم چرا حتی دوستان هم ساکت هستند.این خبر احتیاج به هیچ تحلیلی ندارد.انسانهایی ممکن است بمیرند و انسانهایی ممکن است برای همیشه مرضهای مکتسبه در زندان را در بدنشان داشته باشند.اینها به خاطر اندیشه ها و سعی شان در جهت تبلیغ این اندیشه ها زندانی هستند.آنها به اندازه بزه کاران عادی نیز حق ندارند.نزدیک دو ماه است که بلاتکلیفند و هنوز بسیاری از ایشان اتهام خود را هم نمی دانند.

تاخیر در حرکت ما برای اینها خصوصا عباس لسانی ممکن است حتی برای فردا هم دیر شده باشد.معنای سکوت ایرانی ها را نمی فهم.۴۶ روز اعتصاب برای حمایت از جان یک انسان کافی نیست؟او به خاطر اندیشه اش جان می دهد!

اگر اراده دفاع از جان و حمایت از آزادی بیان داریم هیچ تاملی جایز نیست.هر انسان دموکرات ایرانی به هر اندازه که توان دارد عکس العمل نشان دهد.مطمئن باشید نه عباس بلکه همه زندانیان سیاسی وضعشان تغییر می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 تیر1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

هامیمیز بیلیریک رضا هاردادی.رضا زینداندادی!اما ائله بیل گره ک هر گون بو سورغو سوروشولا.چونکو هامیمیز بیلیریک رضانین یئری زیندان دگیل.بیر یاندان هئچ بیریمز زندان دووارلاری دالیندا نه گئچیردن خبریمیز یوخ.او سورغو رضانین حالین سورما آنلامیندا دا تکرار اولابیلر.دونن بیری دئدی هامی یئرده رضادان دانیشیر لار.بیلیره م دانیشارلار.دوغروسو یولداشلاریمیزین نئچه سی یالان دانیشمیر لار ریاکار دگیللر و بوتون اخلاق قایدالارینا اوزلرینی باغلی ساخلاییرلار.یئنه اطرافینیزا باخین:نئچه یولداشینیز هر یئنی سوزه دیقتله قولاغ آسیر و اونملیسی یئنی دوشونجه لری دوشونمه گه چالیشیر.رضا عباسی-نی یولداشلاریم ایچنده ان اخلاقلی لاردان و دوشونجه مالیکی اولان لاردان بیریسی گورموشم.او وجود ایندی پایینی زینداندا آلیر.کیم اونون ذکالی و اخلاقلی اولدوغونو گورمدی.حوکومت اونو ایشدن محروم ائتدی و نهایتی پای زیندان اولدو.

ایندی من رضانین اوزو ایله دانیشیرام.رضا آذربایجان شهیدلریندن و توتولانلاریندان مودافیعه ائدن حالدا ایرانین یازیق کاریکاتوریستینین ده دورومونو دوشونوردو.اما بئله سی پاینی آلیر رضانین بو دوشونجه سی.بو اولکه ده هر شئی دن چتین ایش بیر آیدین اولمادی."انجمن صنفی روزنامه نگاران"-دا رضا هر ایکی طرفدن ده قیناندی.منده او تورون ایچینده یدیم.اما رضانی منده دانلادیم.ایشین چتینلیگی هر دورومدا گئرچکلره و حقیقته باغلی قالماغدی.هر کیمسه یه اولوغونا گوره حاق وئرمکدیر.

رضا اویرنجیلیک چاغیندا بو ایشین اورنگی ایدی.تورکچولوک ائتدیگی حالدا دانیشگاهین دئموکرات اوشاغلاری ایله "انجمن"-ده چالیشیردی و بیر طرفدن زنگاندا فیمینیست لرین بیر بویوک توپلانتیسینا سبب اولدو.

یقین رضا کیمی لر نهایت قده ر آزدیرلار.اما رضانی دوشونمک او قده ر ده چتین دگیل.دوغرودان "بازجو"لار رضادان اوتانابیلیر لر؟اوتاندیغلاری قده ر اینساندیرلار.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 تیر1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

ابدی یولداشیم "عابباس لیسانی" ایچین

آگاهی ملی ترک در ایران  پس از سالها بروز فرهنگی و دانشجویی سرانجام خود را در قالب یک جنبش اجتماعی نشان داد.ادبیات هویت گرایانه ترکی و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی ملی گرایان ترک در شهرهای مختلف آذربایجان و مناطق ترک نشین ایران علل  اساسی و مستقیم پیدایش این جنبش در زمینه تاریخی آن بودند.

جنبش ملی ترک در ایران در کنار فعالیت ممتد و جدی خود در دو دهه اخیر همیشه فاصله خود با ادبیات مطلقا سیاسی و درگیریهای ایدئولوژیک را حفظ و اساس کارش را بر احیای هویت ترک در ایران و در قالبی مدرن قرار داده بود.این طرز تفکر  به وضوح خود را در اعتراضات خیابانی مردم به نمایش گذاشت.علی رغم تحریک شدید احساسات مردم و روی آوری تصاعدی مردم به ادبیات ملی در خردادماه گذشته تظاهرات هیچکدام متوجه اساس دولت ایران نشدند و شعارها و سخنرانی ها اصلاح طرز تلقی ملی را خواستار بودند.این طرز تلقی در عمل هم خود را به خوبی نشان داد و هر جا که پلیس و مقامات دولتی عصبی نگشتند و عوامل مشکوک دست به کار نشدند خشونتی پدید نیامد.اما به محض فروکش کردن اعتراضات خیابانی سرکوب فعالین حرکت ملی آذربایجان که بعضی حتی در این اعتراضات شرکت نداشتند شروع شد.صدها نفر دستگیر  یا مدت زمان بازداشت آنها تمدید شد.امروز نیز با وجود گذشت نزدیک به دو ماه از آغاز اعتراضات نه تنها هنوز دهها نفر زندانی هستند بلکه دامنه بازداشت ها متوقف نشده است و فعالان فرهنگی را نیز در برمی گیرد.بازداشت مهندس حسن راشدی و رضا عباسی از آن جمله اند.

چنین اقداماتی ناظران را کنجکاو به کالبد شکافی انگیزه کار می کند.چرا در زمانی که فعالان بیشترین نقش را در آرامش و مسالمت آمیز کردن اعتراضات داشته اند خود هدف حمله دولت و حکومت قرار گرفته اند؟جوابهای زیادی را می توان حدس زد:۱-دولت سعی دارد با تحریک بیشتر فعالین پتانسیل موجود حرکت را هر چه بیشتر ارزیابی کند تا در آینده بهتر بتواند از رشد آن جلو گیری و آنچه را بوجود آمده است نابود کند.۲-دولت قصد دارد با سرکوب هر آنکس که حدس می زند در این جنبش نقش جدی دارد آن را خالی از نخبه کرده و بدست گیرد. 

هر کدام از این دو حدس صادق باشند بر این اساس دولت در هر دو مورد قصد سرکوب و نابودی حرکت را دارد.چرا که عملا هر کسی که درسالهای اخیر در حرکت هویت خواهانه آذربایجان فعالیت اجتماعی داشته است امروز در معرض نوعی تهدید و محدودیت قرار دارد.دولت هر نوع عملی را در جهت اهداف هویت طلبانه به دیده بدبینی می نگرد و در کمترین زمان پس از وقوع هر عملی عاملان را به سئوال و جواب و یا بازجویی می کشد.

اما آیا سرکوب محقق خواهد شد و یا اصلا دولت امکان سرکوب واقعی خواهد داشت؟سرکوب دولت تنها تا دستگیری و بازداشت فعالین دامنه دار تواند بود و به علت عدم وجود هیچ تشکیلات بزرگ فعال در این جنبش هیچ زمانی دولت قادر به وارد آوردن ضربه های کاری به حرکت ملی آذربایجان یا به عبارت دقیق تر جنبش اجتماعی ترک نخواهد بود.جنبش ترک نیز مانند هر جنبش و حرکتی ابتدا ملت را با نگاه متفاوتی که سالها از آن غفلت داشته است آشنا و علل بسیاری از مشکلات عدیده اش را بیان کرده است.در چنین وضعیتی محمل اندیشه و عاملان اصلی ملت هستند و روشن است اگر دولت سعی در تعمیق اقداماتش داشته باشد ناچار باید مانند استعمارگران رفتار کند که البته ممکن بودن آن حداقل در سرزمین های تاریخی آذربایجان محال است.

از سوی دیگر همانگونه که در بالا ذکر شد حرکت مشی مسالت آمیز و مدنی دارد و همیشه قانون اساسی جمهوری اسلامی را به عنوان میثاق نهایی قبول داشته است.بنابراین پروژه تحریک فعالین برای شروع رادیکالیسم غیر مدنی از اکنون محکوم به شکست است.ادبیات حرکت ملی ترک به گونه ای است که هیچ زمان اجازه فعالیتهای غیر مدنی به عاملانش نمی دهد.خصوصا امروز که اکثریت قابل ملاحظه ای از ترکها به صورت اعضا و هواداران این جنبش در آمده اند و در صوت لزوم با معمولی ترین سازماندهی قادر به مقاومت و مقابله مدنی هستند.

اگر دولت به رادیکالیسم خود ادامه دهد تنها اتفاق ممکن در جنبش ترک ناامیدی کامل از دولت جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.مردم در زمان واقعی عمل به راحتی قدرت را به هر که بخواهند واگذار خواهند کرد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

 

ديليميزين مدافعه كميته­سينين باشچيسي آنام

سعيد موغانلي

يوسيف خيال اوغلو دئميشكن:
"اوچ آغيز، اوچ اورك، اوچ آند ايچميش فيشك"
حسن بَي دميرچي تبريزده، عابباس ليساني اردبيلده، غلامرضا اماني
تهران زيندان­لاريندا آذربايجان توركلويونون مدافعه مثلثي­ديرلر.
كيمدنسه ائشيتميشديم اصيل قهرمان زينداندا اولمالي، سورگون ائديلمه­لي يا دا تورپاق
آلتيندا ياتمالي­دير.
ايندي ايسه بيزيم سياستچي­لر آذربايجان مظلوميتيني ايران زيندان­لاريندان باغيريرلار.
باشقا بير سئودييميز ليدر بويورموشدو كي: ظولم عصرينين سياسي­لري زيندان­لاردا
بيشمه­لي­ديلر. و بيز ايلده يوزلرلهسياسي دوستاق­لاريميزلا گله­جه­يه اوميد بسله­يريك.
آرخايين­لاشيريق. نه­سه تأسوف­لرله ، زينداني­لريميزله باشيميزاوجالير، خوشبختليكله.
***
نه­سه آشاغيدا اوخوياجاغينيز، شعر دئييل. تكجه آواره بير شاعيرين اوره­ك كپي­سي­دير.
"اوچ آغيز، اوچ اورك، اوچ آند ايچميش فيشك"
«حسن دميرچي، عابباس ليساني، غلامرضا اماني» يه پاي اولسون دئيه:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت   توسط سعید متین پور  | 

هر کلمه در هر زبان معنایی خاص را افاده می کند و تصورات و تصدیقات معینی را در ذهن تداعی می کند.اما کلمات در طول تاریخ تفکر و اجتماع بشری به دنبال تغییر افکار و دستاوردهای جدید علمی و همچنین کشفیات تازه تاریخی از بار معنایی گذشته تخلیه و برای القای معنای دیگری مورد استفاده قرار می گیرند.نام بابک مبارز آذربایجانی نیز در طول تاریخ چنین تحولی را پشت سر گذاشته و همه نسلها در پس ذهنیت خود با شخصیتی که آن کلمه معرفی می کند مواجه شده اند.بابک تا سالها در نگاه منابع عربی مورد جفا بوده و تاریخهایی که در دربار خلفای بنی عباس نوشته شده بودند سعی در تخریب این شخصیت در افکار عمومی مسلمین داشته اند.در مقابل ادبیات رسمی عرب جریانی به نام شعوبیه در میان فارسیان شکل گرفته بود که در کل توجه به قوم فارس را در سایه اساطیر مد نظر قرار داده بود.این جریان نیز به حرکت بابک و همرزمانش  به عنوان نهضتی شعوبی می پرداخته است.حکومت پهلوی که سعی در عرب ستیزی و اسلام ستیزی داشت بیشتر به قرائت شعوبی نظر داشت.جمهوری اسلامی نیز این کلمه و معنای تاریخی آن را بسان بسیاری از کلمات و واقعیات تاریخی معلق نگه داشته بود.

نسل جدید ملت ترک پس از قریب به یک دهه فعالیت مستمر در اواخر سالهای هفتاد به سراغ بابک رفت.این نسل از طرفی به کند و کاو در واقعیت تاریخی شخصیت بابک و مبارزه اش با مهاجمان آن روزگار پرداخت و از طرف دیگر او را به عنوان  یکی از سمبلهای مبارزاتی آذربایجان برگزید.از آنجا که بابک در سرزمین های تاریخی آذربایجان به مبارزه مشغول بوده است و قلعه اش تقریبا در مرکز آذربایجان قرار می گیرد و با توجه به تجلیلی که برخی مورخان و روشنفکران مبارز در دهه های اخیر از او کرده اند بسرعت بابک در معنایی جدید بار دیگر در سرزمین آذربایجان نامدار شد.

از سال ۱۳۷۹ تا ۸۲ صدها هزار نفر هر سال در پایان هفته دوم تیرماه در قلعه بابک در شهرستان کلیبر گرد هم آمدند و ارتفاعات کوهستانی آن شهرستان را تبدیل به محلی برای ابراز خواسته های فرهنگی و اجتماعی ترکان کردند.مردم در دو روزی که در آنجا بودند ضمن تشکیل کمون های کوچک (بدون توجه به موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد) فرهنگ- زبان و هنر ترکی را به نمایش می گذاشتند.گاهی اجتماعاتی بزرگتر نیز تشکیل می شد و مردم در سخنرانی های کوتاه مسائل آذربایجان و جامعه ترک کشور را بیان می کردند.همزمان با این اجتماعات سازمان های غیر دولتی مختلف نیز با برنامه هایی که برای این دو روز داشتند چهره و هدف مسالمت آمیز جریانی را که خود را در قلعه بابک نشان می داد بیشتر عیان می کردند.به عنوان مثال در سال ۸۲ یک گروه طرفدار محیط زیست با مستقر کردن اعضایش در کوهستان به پاکسازی محیط از آلاینده ها مشغول بود.

معنای جدید و روشنی که از بابک امروز در اذهان ترکها شکل گرفته به واقع کاملا با تحولی که در ذهن ترکها انجام گرفته است همخوانی دارد و بنابراین زدودنی نیست.ملتی که امروز بیرق هویت خواهی بلند کرده است طی یک پروسه تاریخی و فکری طولانی به آن رسیده است و نتایج بدست آمده آنقدر عینی و ملموس و همچنین مفید برای پیشرفت و هماهنگی با دنیای مدرن و دموکرات هستند که تجربه ۱۵ ساله اخیر ثابت کرده است ترکها نه تنها از آن صرف نظر نخواهند کرد بلکه آن را به عنوان تنها راه حل برگزیده اند.

حکومت جمهوری اسلامی از سال ۱۳۸۳ با ایجاد پادگان نظامی در منطقه ای که قلعه بابک در آنجا قرار دارد و نیز با بستن جاده های منتهی به کلیبر در هفته دوم تیرماه از اجتماع مردم در ارتفاعات کوهستانی اطراف قلعه جلو گیری می کند.ماموران دولتی فعالیتهای بازدارنده را تا شهرهای مختلف آذربایجان امتداد داده و در این شهرها با دستگیری فعالین ترک و یا تهدید گروههایی که قصد عزیمت دارند سعی در جلوگیری از اجتماع مسالمت آمیز و قانونی مردم داشته و دارند.

اما حکومت ایران نیز مثل سایر همتایان تاریخیش تکرار تجربه نامبارکی را می آزماید که شکستش بر عقل بشر امروز مسلم است.همانگونه که در بالا ذکر شد بابک تنها به عنوان سمبلی برای مبارزه انتخاب شده است.مبارزه ای که بعد از تحولی بزرگ در ذهن ترکها از قشقاییستان تا آذربایجان پدید آمده است.در حقیقت ترکها متوجه غفلت خود از فرهنگ و زبان مادریشان در دوره مدرن شده اند و دیگر هیچ راه بازگشتی برای ایشان جز هویت خواهی وجود ندارد.هر گونه سد راه برای این جریان ایستادگی در مقابل تاریخ است.تجمع قلعه بابک درست از سال ۸۳ که حکومت راهها را بست تبدیل به یک جریان مقاومت شد. مقاومت در مقابل قدرتی که از حق اولیه انسانها مانند حق اجتماع انسانها در کنار یکدیگر جلوگیری می کند.هر چقدر فشار حکومت بیشتر می شود اتحاد ترکها و توافق ایشان بر خواسته های حداقلی و طبیعی شان جدی تر می شود.بنابراین امروز هیچ ترکی از رفتن یا نرفتن به قلعه بابک صحبت نمی کند بلکه سخن از چگونه رفتن است.

بعد التحریر:نمی توان از قلعه بابک حرف زد و از دلاورانی که هر ساله بیرق از دیگری گرفته و چراغ آن قلعه را زنده نگه داشتند سخن نگفت.امروز عباس لسانی وارد چهارمین هفته اعتصابش شد.نمی دانم چه حالی دارد بدن نیمه جانش.امروز چنگیز بخت آور اعتصاب آغاز کرده است.اما حتی از محل نگهداری غلامرضا امانی اطلاعی ندارم.بیشتر از ۱۵۰ نفر دیگر نیز در زندانهای مختلف آذر بایجان زندانیند.هنوز هیچ روشنفکر فارسی از عمق فاجعه ای که در سرزمینم در حال وقوع است خبر ندارد یا نمی خواهد بداند و هنوز هیچ دولتی در دنیا نسبت به سلامت عباس لسانی و وضعیت حقوقی دهها زندانی ابراز نگرانی نکرده است.

+ نوشته شده در  شنبه 3 تیر1385ساعت   توسط سعید متین پور  |